پیشرفتای دخترکم
سلام قند عسل
نوبتی هم باشه نوبت نوشتن پیشرفتاته
دخترکم دایره حروفت بزرگتر شده میگی:دَدَ ، دِ ، تَ تَ ، گَ گَ ، بَ بَ ، مَ مَ ، مِ مِ ، اَب مَ ، اَم مَ ، بَه ، نَ و البته یه سری حروف که نوشتنی نیست
و جالب اینجاست که مثلا وقتی میخوای یکی رو بزنی یا روی تاب ،تاب بازی میکنی میگی تَ تَ ، اَتَ
یا وقتی میخوای با یکی دَکی کنی میگی دَ دَ
دیگه تقریبا یاد گرفتی بای بای کنی وقتی میگم زهرا خداحافظ دستت رو تکون میدی ، وقتی هم یکی میاد یا میره به نشانه سلام یا خداحافظ بهش دست میدی حتی گاهی مثل مامانی بلند میشی و دست میدی
هنوز راه رفتنت زیاد پیشرفت نکرده
چند قدم راه میری و بعد می افتی...!!!! ولی با زانوهات کلی راه میری
آدمای اطرافت رو میشناسی حتی عروسکات رو ، وقتی میگم سارا کو بهش اشاره میکنی ، اگه تو اون محیط نباشه میگردی دنبالش وقتی پیداش میکنی کلی ذوق میکنی
حمام کردنت که شده آب خوردن ، خداروشکر خیلی خوب همکاری میکنی و میزاری بشورمت
هنوز خودت غذا نمیخوری یعنی خودم قاشق رو دستت نمیدم ولی لیوان آب رو به خودت میدم میخوری
اگر چه که یک سوم لیوان آب رو هم ممکنه بریزی
از تو بازی ها هم کلاغ پر رو یاد داری و وقتی میگم کلاغ انگشت اشارت رو ، رو زمین میزاری و بعد میاری بالا وقتی میگم زهرا پررررررررر شروع میکنی به دست زدن
وقتی هم میگم اتل متل توتوله با دستت میزنی به پاهات خلاصه کلی ذوق میکنم از بازی کردنت
وقتی یکی به شکم خوابه سریع میپری رو پشتش و لباسش رو میگیری خودت رو بالا پایین میکنی و به بنده خدا میفهمونی که باید تکونت بده
عادت مو گرفتن هم هنوز از سرت نیفتاده از محمد گرفته تا مادر جون و بابا بزرگ و .. خلاصه موی هر کی دستت اومد رو میگیری و می کشی نمیدونم کی میخوای یاد بگیری که مو نکشی

گوشی تلفن یا موبایل رو برمیداری در گوشت میگیری و میگی : اَ 
از هر صدایی که ناگهان بشنوی میترسی حالا این صدا میخواد صدای استارت ماشین باشه یا صدای اس ام اس گوشیم ... یا میای خودتو پشتم قایم میکنی و یا میپری بغلم و خودتو بین دستام محو میکنی
کلی از این کارت خندم میگیره
وقتی مثلا ازت میپرسم آب میخوای به نشانه مثبت سرت رو تکون میدی بالا و پایین میبری و اگه نخوای سرت رو سمت چپ و راست می بری
ادا در آوردنت هم بیست بیسته گاهی وقتا هر کاری میکنم شما هم تکرار میکنی
موقعی که میخوام شلوار یا جوراب پات کنم خودت پاهاتو میاری بالا
وقتی یه جا ساکتی حتما داری یه هنری میزنی و یه دسته گلی آب میدی
مثل چند روز پیش که سر وازلین رو باز کرده بودی و به همه جا از جمله لباسای خودت و فرش و چادر من و ... زده بودی
چند روزه تمرین میکنی که از پله ها پایین بری اونقدر هم با احتیاط این کار رو انجام میدی که واقعا فکر میکنم یاد داشتی از قبل..اول میشینی کم کم پاهاتو به پله نزدیک میکنی اول یه پاتو از پله آویزون میکنی و آروم اون پای دیگه ات رو هم میاری پیش این پات و روی پله پایینتر وایمیستی ... از این به بعدش به علت خطرناک بودنش شما رو برمیدارم که خدای نکرده کار دستمون ندی ...
وقتی هم میام که از روی پله ها برتدارم یه نیشخندی میزنی و فرار میکنی
گاهی وقتا دو پله رو یکی میکنی و دوتا دوتا بالا میری
یه نی نی کوچیکتر از خودتو که میبینی میپری و بغلش میکنی تا گریه شو درنیاری ول کن نیستی
الهی فدای دختر مهربونم بشممممم من
خلاصه خیلی شیرین و فضول و تو دل برو شدی
الهی مامان فدات شههههههههههههه







پیشرفتای دخترکم